یادم هست سی سال قبل( ۱۳۶۰ )کلاس اول ابتدایی بودم !
یادش بخیر خانم معلمی داشتیم بنام خانم فاطمی !!
با مصیبت و مشقتی حداقل ۱۲۰ کیلومتر از شهر
هر روز می آمد تا به ما درس بده !
روستای ما هنوز مدرسه هیچ ، کلاس نداشت !!!
اهالی روستا اطاقی رو در نظر گرفته بودند !!!
خانم معلم خوب و دلسوز ما ،خودش هم مسئول درس و مشق بود و هم به امورات دیگه با چه ذوق و
شوقی رسیدگی می کرد !!
هیچ وقت چهره ایشان از ذهنم پاک نمیشه !!
میدونم معلم عزیزم این مطلب رو نمیخونه ولی من مینویسم برای دل خودم....:بعد از این همه سالها
هنوز چهره ی مهربون و نگاه های پر از مهر و محبتش را از یاد نبردم !!
ز بوسیدنی های این روزگار یک هم بود دست آموزگار !!
روز معلم که می شد یادم می آمد ایشان منتظر می شد که یکی از بچه های کلاس به ایشان یک تبریک
بگوید !!!
که اگر یک تبریک بود انرژی ایشان تا پایان سال مضاعف می شد !!
ماشاءالله چه انرژی داشت چقدر علاقمند به بچه ها و به درس و مشقشون ...
لازم نبود که مادر یا پدر بچه ها بیاد در کلاس از درسشون سئوال کنه !!
چونکه خانم معلم ما آنقدر دلسوز و صمیمی بود که تمامی اهالی دوستش داشتند !!
و لازم به مراجعه روزانه ،هفتگی و ماهانه نبود !!!
چرا زنان روستا می آمدند اما نه برای پرسیدن درس بچه ها بلکه برای تعارف ناهار !
با زنان روستا ناهار می خورند ....
یادش بخیر چه صفا و صمیمیتی داشتند !
اما حالا چی ؟
اوضاع و احوالی شده که نگو و نپرس!!
حداقل یک ماه قبل ، وزارت آموزش و پرورش ،نواحی آموزش و پرورش ، مدارس ، هیئت امناء و......
جلسه پشت جلسه که روز معلم رو برای خانواده ها یادآوری کنند !!
ماشالله ...
روز معلم رسید !!
امروز مدرسه زنگ اول رو به جشن اختصاص دادند !!
همه بچه ها صف کشیدند که به معلم گل بدند !!
هدیه ربع سکه ،نیم سکه و یا تمام سکه بدن !!!
روبوسی کنند !!
سرود ای معلم رو بچه ها بخونن !!
چقدر مفصل !!
چقدر باشکوه !!
این کارا هیچ اشکالی نداره تازه هم خوبه !!
منتها آیا فکر می کنید خانم معلم ۱۳۹۱ به اندازه معلم ۱۳۶۰ دلسوز هست !!؟؟