تبليغاتX
یک رنگی...
 
نوشته شده توسط : سیدنور
دیشب شب تولدم بود !!

تا دقیقه ۹۰ فکر نمی کردم که جشن مفصلی برام تدارک دیده بودند !!

آخه قرار بود دیشب مهمان داشته باشیم و شرایط کاملا عادی بود !

دم دمای غروب بود که بچه ها به من گفتم که باید بری بیرون یک سری خرید داریم !

نمیدونستم که دارن سرم کلاه میذارن!

خلاصه من رفتم ، یه نیم ساعت طول نکشید که خرید کردم و برگشتم !

تا در آپارتمان رو باز کردم کاملا غافلگیر شدم ....

خلاصه دیشب کلاه سرم گذاشتند !

شب خوبی بود !

کلی از دوستان لطف داشتند با اومدنشون با پیاماشون من رو خوشحال کردن !

بله من امروز رفتم توی ۳۷ سالگی ...

دعا می کنم همگی آخرعاقبت بخیر بشیم و با عزت زندگی کنیم !


تاریخ انتشار : دوشنبه 1 خرداد1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور

تاریخ انتشار : یکشنبه 31 اردیبهشت1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 

 امروز; روز ولادت زهرای اطهر است       کز نور طلعتش همه عالم منور است

 خورشیـــد طالـع است به دامان مصطفی       کز مقدمش ستاره اسلام ازهر است

 کــوثر عطــا نمـــود خــدا بر رسول خویش    الحق جمال فاطمه تفسیر کوثر است


تاریخ انتشار : شنبه 23 اردیبهشت1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 

الان داشتم به این فکر میکردم که ما ادما برای همه کارامون برنامه ریزی داریم

مثلا واسه تعطیلات آخر هفتمون واسه ایام عیدمون از 6ماه قبل برمامه ریزی می کنیم .

اما از چیز های مهم تری متاسفانه غافل هستیم .

واقعا در روز چقدر ما به اعمالمون فکر میکنیم؟

چقدر به رفتارمون مدیریت داریم.

چقدر فکر میکنیم به اینکه چه کارهایی رو باید انجام بدیم و چه کار هایی رو نباید...

پیامبر عزیزمون میفرمایند

حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا

به حساب (اعمال)خويش رسيدگي كنيد قبل از آنكه به حساب شما رسيدگي شود.

دوستای گلم جالبه بدونید دشمن قسم خورده ی ما شیطان ملعون در دوحالت شکر و استغفار دست از

سر ما برنمیداره .

اگر عمل واجب یا مستحبی انجام بدیم میاد سراغمون و وسوسه مون میکنه.

که عجب ایمانی داری و موجبات غرور و تکبر مون رو اماده میکنه و یا اگر خطایی انجام بدیم ما رو از توبه

باز میداره .

واقعا چقدر خوب میشد اگه همه ما میتونستیم بر اعمال خودمون نظارت داشته باشیم .

و قبل اینکه به اعمال ما رسیدگی کنن خودمون به اعمال خودمون رسیدگی کنیم .


تاریخ انتشار : سه شنبه 19 اردیبهشت1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 

 آقای سید شریف حسینی در دوره اول انتخابات با اکثریت آراء و آقایان سید شكر خدا موسوی با 122 هزار

و 589 رای و 'ناصر سودانی' با 99هزار و 65 رای دیروز با رای مردم شریف و خونگرم اهوازی به مجلس راه

یافتند.

امیدواریم که نمایندگان منتخب ، تمام سعی و تلاش خود را برای رفع نیازهای مردم اهواز  انجام

دهند  و هیچ کوتاهی و یا خدای ناکرده کج روی نداشته باشند !!

آقایان محترم نمایندگان مجلس :

حضور صادقانه مردم خوب اهواز و رای اعتمادشان را به خودتان مشاهده فرمودید !!

پس بیایید صادقانه ،همچون حضور مردم در انتخابات ،شما هم تمامی مشکلات آنها را بر طرف کنید !!


تاریخ انتشار : شنبه 16 اردیبهشت1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور

یادم هست سی سال قبل( ۱۳۶۰ )کلاس اول ابتدایی بودم !

یادش بخیر خانم معلمی داشتیم بنام خانم فاطمی !!

با مصیبت و مشقتی حداقل ۱۲۰ کیلومتر از شهر

هر روز می آمد تا به ما درس بده !

روستای ما هنوز مدرسه هیچ ، کلاس نداشت !!!

اهالی روستا اطاقی رو در نظر گرفته بودند  !!!

خانم معلم خوب و دلسوز ما  ،خودش هم مسئول درس و مشق بود و هم به امورات دیگه با چه ذوق و

شوقی رسیدگی می کرد !!

هیچ وقت چهره ایشان از ذهنم پاک نمیشه !!

میدونم معلم عزیزم این مطلب رو نمیخونه ولی من مینویسم برای دل خودم....:بعد از این همه سالها

هنوز چهره ی مهربون و نگاه های پر از مهر و محبتش را از یاد نبردم !!

ز بوسیدنی های این روزگار یک هم بود دست آموزگار !!

روز معلم که می شد یادم می آمد ایشان منتظر می شد که یکی از بچه های کلاس به ایشان یک تبریک

بگوید !!!

که اگر یک تبریک بود انرژی ایشان تا پایان سال مضاعف می شد !!

ماشاءالله چه انرژی داشت چقدر علاقمند به بچه ها و به درس و مشقشون ...

لازم نبود که مادر یا پدر بچه ها بیاد در کلاس از درسشون سئوال کنه !!

چونکه خانم معلم ما آنقدر دلسوز و صمیمی بود که تمامی اهالی دوستش داشتند !!

و لازم به مراجعه روزانه ،هفتگی و ماهانه نبود !!!

چرا زنان روستا می آمدند اما نه برای پرسیدن درس بچه ها بلکه  برای تعارف ناهار  !

با زنان روستا ناهار می خورند ....

یادش بخیر چه صفا و صمیمیتی داشتند !

اما حالا چی  ؟

اوضاع و احوالی شده که نگو و نپرس!!

حداقل یک ماه قبل ، وزارت آموزش و پرورش ،نواحی آموزش و پرورش ، مدارس ، هیئت امناء و......

جلسه پشت جلسه که روز معلم  رو برای خانواده ها یادآوری کنند !!

  ماشالله ...

روز معلم رسید !!

امروز مدرسه زنگ اول رو به جشن اختصاص دادند !!

همه بچه ها صف کشیدند که به معلم گل بدند !!

هدیه ربع سکه ،نیم سکه و یا تمام سکه بدن !!!

روبوسی کنند !!

سرود ای معلم رو بچه ها بخونن !!

چقدر مفصل !!

چقدر باشکوه !!

 این کارا هیچ اشکالی نداره تازه هم خوبه !!

منتها آیا فکر می کنید خانم معلم ۱۳۹۱ به اندازه معلم ۱۳۶۰ دلسوز هست !!؟؟

 


تاریخ انتشار : سه شنبه 12 اردیبهشت1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور
دوستی با مردم دانا ، چو زرین کوزه ایست . نشکند !

گر بشکند باید غنیمت داشتش ....

دوستی با مردم نادان ، چو سفالین کوزه . بشکند !

گر نشکند باید بدور انداختش .... 


تاریخ انتشار : دوشنبه 11 اردیبهشت1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور
والپیپر مخصوص ایام فاطمیه

فاطمیه آمدوآن مونس و همدم کجاست؟ شمع میپرسد ز پروانه گل نرگس کجاست؟

در عزای مادرت یابن الحسن یکدم بیا ، تا نپرسد این جماعت بانی مجلس کجاست

.

.

.

ای تاج سر عالم و ادم زهرا / از کودکیم دل به تو دادم زهرا

ان روز که من هستم و تاریکی قبر / جان حسنت برس به دادم زهرا . . .

التماس دعا


تاریخ انتشار : سه شنبه 5 اردیبهشت1391 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 

           اوست کسی که خورشید را درخشان و ماه را تابان قرار داد ؛

و برای آن منزلهایی معین کرد تا شمار سالها و حساب را بدانید .  سوره یونس آیه ۵

                       ayd_va_emamzaman.png

                             خانه تکانی دل

حیف نیست که " سال " عوض شود ،ولی " حال " ما عوض نشود ؟!

چه خوب است که با کنار گذاشتن " تقویم کهنه " ، رفتار ناپسند را هم کنار بگذاریم

و خودمان هم "نو " شویم !

آلودگی تنهادر لباس و فرش و پنجره و لوازم زندگی نیست !

دل هم گاهی آلوده می شود ، خود زندگی هم گاهی احتیاج به تمیز کردن دارد !

سال نو که می رسد معمولا خانه تکانی می کنیم !

بیایید دل را هم خانه تکانی کنیم ، گردو غبار گناه و هوس و غفلت از خدا را از آن

بزداییم .

وقتی در بهار همه چیز "نو " می شود ، ما چرا "نو " نشویم ؟!


تاریخ انتشار : چهارشنبه 24 اسفند1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 

ما سینه زدیم و بیصدا باریدند ، از هر که دم زدیم آنها دیدند !

ما مدعیان صف اول بودیم ، از آخر مجلس شهداء را چیدند !

گرامی باد یاد و خاطره شهید سید ناصر سیدنور

alt

 


تاریخ انتشار : دوشنبه 15 اسفند1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
چند وقتیه که تصمیم گرفته بودم مطالبی رو بنویسم منتها اتفاقی که برای یک

همکلاسی مهربانم افتاد کلی دانشکده ما را بهم ریخت !

او همکلاسی دلسوز و مهربانی بود ! که با رفتنش داغ بزرگی بر دل خانواده و

دوستانش گذاشت .

امیدوارم که در آینده نزدیک باز هم بتوانم بنویسم !

دعا می کنیم که خداوند صبر جزیل به خانواده اش عنایت فرماید !

روحش شاد و یادش گرامی باد .


تاریخ انتشار : چهارشنبه 26 بهمن1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

 

                      مرحومه مغفوره خانم مهناز خادمی پیران

همسفر در راه ماند..زندگی سخت است…لیک..در سفر باید بود…همراهتان از سفر ماند سیلی

سهمگین باور شاید نه ..سختی راه را مینماید که بایستی تنها رفت صبری باید تا آرامشی زاید !

دیشب مطلع شدیم تقدیر اللهی ، یک دوست ، یک خواهر مهربان و یک همکلاسی را از ما

گرفت !!                     


تاریخ انتشار : چهارشنبه 19 بهمن1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

برای انجام هر کاری که دوست داشته باشیم به نحو شایسته ایی بروز پیدا کند و تاثیر خود را بگذارد، باید

آمادگی قبلی آن کار را داشت !

 مثلا ما برای درس خواندن ، زمان مناسب و امکانات مناسبی را بکار می گیریم. که نهایت استفاده را از

درسمان ببریم !

نماز از آن دسته اعمالی هست که اگر بخواهیم با حضور قلب و خلوص بخوانیم  باید یک سری

موارد را رعایت کنیم . مثلا سفارش زیادی به پوشیدن لباس پاکیزه ، استفاده از عطر ـ انگشتر.....و

استفاده از عبای نماز که کلی استحباب دارد و به آن سفارش شده است و فوق العاده در نمازمون موثر

خواهد بود !

راستش مدتی است که هدیه خوبی از  دوست عزیزم شیخ آیت که امام جماعت نمازخانه ما

هست ِگرفتم که فوق العاده در نمازم تاثیر گذاشته است برای همین موضوع دوست داشتم مطلبی در

این خصوص بنویسم و به این عزیز بگویم که ایشان  همواره با حضورش تاثیر گذار بوده و موجب خیر و

برکت شده وبا این هدیه ارزشمند،باعث شده بنده با حضور قلب بیشتری نمازم را بخوانم !

و وظیفه خود دانستم از ایشان تشکر کنم و به ایشان عرض کنم در هر نمازی که عبای نماز را بر دوشم

میگذارم ، ایشان را یاد و دعاگو هستم !

بله واقعا هدیه ارزشمند و تاثیر گذاری بود !

پس سعی کنیم به همدیگر هدیه ایی بدهیم که اول ارزشمند باشد و بعد تاثیر گذار و به یادماندنی !


تاریخ انتشار : دوشنبه 17 بهمن1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

 روزنامه عشق

الحمدلله پس از گذشت مدت زمان زیادی و بی بارانی شدید ، مردم

شریف اهواز تقریبا دو روز است شاهد نزول نعمت قشنگ باران هستند !

خدایا از نعمت هایی که به ما ارزانی داشتی سپاسگزاریم !

بله سپاسگزاری !!

لان شکرتم لازیدنکم

( اگر شکر کنید برایتان افزوده می شود )

خدای مهربان فرموده که شکر من را بجا بیاورید که نعمتهایتان را افزونی دهم !

پس شکرگزاری رابطه مستقیم با ارزانی نعمتها خواهد داشت !

انشالله همگی بخاطر تمامی نعمتها بلاخص نعمت باران، شکرگزار

پروردگار باشیم !

که شاهد بیش از بیش باران این نعمت اللهی باشیم .

 

 


تاریخ انتشار : پنجشنبه 13 بهمن1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

مدت زیادی بود که همشهریان اهوازی از نعمت باران بی نصیب بودند و انتظار قدوم باران را می کشیدند !

دیروز و دیشب شاهد باران خوبی در اهواز بودیم !

حدود ساعت 7 شب بود که برای آوردن محدثه به باشگاه ورزشی  رفته بودم !

آنقدر باران  قشنگ بود و همگی حسرت دیدنش را داشتند که بعضا مردم  بدون چتر پیاده روی می

کردند !!

  باتفاق محدثه جان گفتیم یک چرخی  در شهر بزنیم !

جاتون خالی  شعر زیبایی را محدثه می خواند من هم زمزمه می کردم  !

یادش بخیر  شعر  باران :

باز باران با ترانه

با گوهرهاي فراوان

مي خورد بر بام خانه

يادم آرد روز باران

گردش يك روز دیرین

خوب و شیرین...مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني

رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني

بشنو از من كودك من

پيش چشم مرد فردا

زندگاني خواه تيره خواه روشن

هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا

قيصرامين پور- روحش شاد

انشالله همواره مورد لطف پروردگار قرار بگیریم و شاهد نزول این رحمت الهی باشیم !


تاریخ انتشار : چهارشنبه 12 بهمن1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

اگر بدانیم کسی برای ما یک کار کوچکی انجام داده ، سعی می کنیم بزودی لطف و احسان وی را به نحو

شایسته جبران کنیم !

بلاخص اگر بدانیم آن شخص بدون هیچ چشم داشتی لطف و احسانی کرده ، خوب دیگه آروم و قرار

نخواهیم داشت تا اینکه از وی تقدیر و تشکر کنیم !

بویژه اگر بدانیم آن شخص در راه لطف و احسانش به ما ،که بدون هیچ چشم داشتی بوده  ،دچار نقصان

شده ، بگمانم از خود می گذریم و تا پایان عمر ارادتمند ایشان خواهیم شد !

حالا اگر بدانیم آن شخص بزرگوار ، در راه تک تک مسلمانان و برای احیای دین اسلام از عزیزترین

کسانش گذشته و خود را فدای ما کرده چه می کنیم ؟

اما حسین علیه السلام را می گویم !!


تاریخ انتشار : دوشنبه 3 بهمن1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 

برای شرکت در مراسم اربعین حسینی برای دومین سال به مسجد آیت الله شفیعی واقع در ۲۴

متری اهواز رفته بودم !

چه زود یک سال گذشت انگار همین دیروز بود که به همراهی دوست عزیزم علی احمدی همین مسجد و

برای همین مراسم آمده بودیم ! از اینکه خداوند این توفیق را دوباره به من داده بود که در مراسم اربعین

حسینی باشم خوشحال بودم !

به مسجد که وارد شدیم با استقبال گرم آقا سید محسن و پدر بزرگوارشان آیت الله شفیعی مواجه

شدیم و به این عزیزان تسلیت و تعزیت گفتیم !

مراسم با زیارت اربعین حسینی شروع و با سخنرانی آیت الله شفیعی ادامه یافت

سخنان ایشان مثل همیشه برای من مفید بود و کلی استفاده کردیم !

 مراسم تا نماز ظهر با مداحی حاج درفشان ادامه داشت !

نماز ظهر را به امامت آیت الله شفیعی بصورت جماعت خواندیم و بعد از آن به منزل بازگشتیم !

 

بار بگشایید اینجا کربلاست


آب و خاکش با دل و جان آشناست

اربعین است اربعین کربلاست


هر طرف غوغایی از غم ها به پاست

  


تاریخ انتشار : یکشنبه 25 دی1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 بطاقات الا بذكر الله تطمئن القلوب

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرموده است: ذکر «سبحان الله و الحمد الله و لا اله الاّ الله و الله

اکبر» را زیاد بگویید.چون در قیامت این اذکار با گروهی از فرشتگان و محافظ از پیش رو و پشت سر خواهند


تاریخ انتشار : سه شنبه 20 دی1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 
سردار شهید حسن تهرانی مقدم :
خيلي مايل هستم به بحثي بپردازم كه در جامعه ما فراموش شده است و از مد افتاده. بحث شهدا
و فرزندان شهدا و خانواده شهدا كه واقعاً هر وقت كه مي خواهم جگر من بسوزد اين متن نامه
فرزند شهيد كه پدرش يكي از همكاران ما بود را مي خوانم.

تاریخ انتشار : شنبه 10 دی1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
 

دو شب پیش باتفاق یکی از دوستانم حاج علی با خدا برای خرید کتاب به نمایشگاه کتاب رفته بودم .

نمایشگاه خوبی بود . امسال به نسبت سالهای گذشته پربار بود .

جاتون خالی ، تونستم بعد مدتها دوستانم را در آنجا ببینم البته ناگفته نباشد آقای ممبینی

دوست و همکلاسی عزیزم را در دانشگاه همان روز دیده بودم منتها تجدید دیدار شد .

 کلی خرید کردم ...

جلوی نمایشگاه دو خیمه جلب توجه می کرد!

 یک خیمه ویژه هم استانیهای بختیاری و دیگری همشهریان عرب زبان !!

صدای ساز غم انگیزی از خیمه  هم استانیهای بختیاری که با لباس عشایری نشسته بودند ، می آمد و

در خیمه دیگری صدای مداحی زنده توسط جوانی به گوش می رسید !!

جاتون خالی در دو خیمه نان تازه سنتی می پختند و صحنه قشنگی را ایجاد کرده بود ...

منتها داخل نمایشگاه کتاب که وارد شدیم صدای خانمی که مکرر از پشت میکروفون باجه اطلاعات

نمایشگاه می گفت :

(( از خانمهای محترم تقاضا میشود حجاب اسلامی را رعایت فرمایید !!! ))

 فوق العاده جلب توجه می کرد!!

دو چیز به ذهنم گذشت!!!!

1. جان سپاری شهدا و رشادتهایشان در مسیر امنیت خاطر این مردم و حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی و

توصیه هایشان به رعایت مسائل اخلاقی و اسلامی !!

2. بدلیل اینکه هیچ گونه تغییری احساس نمی شد با خودم گفتم چرا مکررا این جمله را تکرار می کنند

، یک لحظه دیدم استاندار خوزستان و دکتر سودانی (نماینده مجلس شورای اسلامی در اهواز ) هم در

میان مردم برای بازدید نمایشگاه کتاب آمده بودند!!

با خودم گفتم آهان....


تاریخ انتشار : یکشنبه 27 آذر1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب

گاهشماری شمسی می شود 21 مهر سال 59 شمسی. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که

تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی

شهر کربلا در این تاریخ حرفهای مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند. ما اوقات شرعی

روز 21 مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر 3-+ دقیق اختلاف می تواند داشته باشد)

را استخراج کرده ایم و روایات مقتل نگراها را با این ساعتها تنظیم کرده ایم.

  

5:47 اذان صبح

امام (ع) بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و

بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد

ناگواری....


تاریخ انتشار : چهارشنبه 16 آذر1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
  

                

              عاشورا هر روز در کربلای دلمان اتفاق می افتد!


       
کوشش کنیم حسین دل، به دست یزید نفس، تشنه لب شهید نشود . . . 


 


تاریخ انتشار : یکشنبه 6 آذر1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

به نظر شما چه چیزی سخت تر و مقاوم تر است ، آب یا سنگ ؟

اگر سنگی از کوه سرازیر شود و به مانعی برخورد کند ، چه می کند ؟

اگر مانع کوچک باشد از روی آن عبور می کند ، اگر متوسط باشد آن را در هم می شکند ، اگر بزرگترباشد

پشت آن می ایستد و در انتظار تقدیر می ماند !!

اما آب چه می کند :

ابتدا سعی می کند مانع را با خود همراه کند ، اگر نتوانست آنگاه بدون دردسر به دنبال فرار از کوچکترین

روزنه می گردد و اگر نتوانست ، صبر می کند تا به اندازه کافی قوی شود آنگاه یا از روی مانع عبور میکند

و یا مانع را در هم می شکند !!

آب در عین نرمی و لطافت در مقایسه با سنگ به مراتب سرسخت تر و در رسیدن به هدف خود لجوج تر و

مصمم تر است !

سنگ پشت اولین مانع جدی ، می ایستد ولی آب راه خود را به سمت دریا می یابد !

در زندگی باید معنای واقعی سرسختی و استواری و مصمم بودن را در دل نرمی و گذشت ،

جستجو کرد !

حالا شخصیت شما کدام است ؟

 

 


تاریخ انتشار : پنجشنبه 26 آبان1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

                                  

     

 نایت اسکین

               خاک عرفات را , آب زمزم را , کوه حرا را , جرات ابراهیم را ,

طاقت اسماعیل را , وصال معشوق را صاحب کعبه نصیبتان کند . . .

عیدتان مبارک .نایت اسکین


تاریخ انتشار : یکشنبه 15 آبان1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور
آیا می دانید که خنده :


ـ در بهبود روابط انسان ها موثر است ، عمر را طولانی میکند و سن افراد کمتر نشان میدهد .

ـ زبان مشترک است ، هزینه ندارد ، خنده ، خنده می آورد و نقش درمانی دارد .

ـ موجب خروج گاز دی اکسید کربن از بدن می شود و جذابیت ایجاد می کند ، خنده شادی می آورد ،

همان طور که شادی ، خنده به دنبال دارد .


 


تاریخ انتشار : شنبه 30 مهر1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

 سلام بر تو که پشت پا زدی بر نشستن ...

حالت آیا خوب است ؟

روزگارت آبیست ؟

فکر من باش که من فکر تواُم ....

تا حالا فاصله بین دو پلک زدن یا دو تا نفس رو اندازه گرفتین ؟

یه توقف ، یه مکث ، یه فاصله .....

راستی ما همیشه از فاصله گله می کنیم اما یادمون رفته که در مشقهای کودکی برای فهمیدن کلمه

کمی هم فاصله نیاز بود !

 


تاریخ انتشار : دوشنبه 25 مهر1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

 

بزرگی در عالم خواب دید که کسی به او می‌گوید: فردا به فلان حمام برو وکار روزانه حمامی را از نزدیک

نظاره کن. دو شب این خواب را دید و توجه نکرد ولی فردای شب سوم که خواب دید به آن حمام مراجعه

کرد دید حمامی با زحمت زیاد و د ر هوای گرم از فاصله دور برای گرم کردن آب حمام هیزم می‌آورد و

استراحت را بر خود حرام کرده است.

به نزدیک حمامی رفت و گفت: کار بسیار سختی داری، در هوای گرم هیزم‌ها را از مسافت دوری

می‌آوری و ..... حمامی گفت: این نیز بگذرد...!

 


تاریخ انتشار : یکشنبه 10 مهر1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

نوزاد آسمانی

شهر پیامبر، مدینه طیبه چون امروزی چشم به شکفتن گلی دوخت که بر شاخسار شجره طیبه عصمت جوانه زد. در سال 183 ق، خانه امام در مدینه میزبان نورسیده ای بود که خدا او را واسطه رساندن فیض به بسیاری از بندگانش قرار داده بود. فاطمه معصومه، دختر امام موسی کاظم و خواهر امام علی بن موسی الرضا علیه السلام چشم به دنیا گشود تا اسوه ای باشد برای زنان و مردانی که جویای روحانیت و پویای راه کمالند و مصداق روشنی باشد برای آسمانی بودن، عرشی بودن و الهی بودن.


تاریخ انتشار : پنجشنبه 7 مهر1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور


روزگاری مردی فاضل زندگی می‌کرد. او هشت‌سال تمام مشتاق بود راه خداوند را بیابد؛ او هر

روز از دیگران جدا می‌شد و دعا می‌کرد تا روزی با یکی از اولیای خدا و یا مرشدی آشنا شود.

یک روز هم‌چنان که دعا می‌کرد، ندایی به او گفت به‌جایی برود. در آن‌ جا مردی را خواهد دید

که راه حقیقت و خداوند را نشانش ‌خواهد داد. مرد وقتی این ندا را شنید، بی‌اندازه مسرور شد

و به ‌جایی که به او گفته شده بود، رفت. در آن ‌جا با دیدن مردی ساده، متواضع و بالباس‌‌های

مندرس و پاهایی خاک‌ آلود، متعجب شد.

 


تاریخ انتشار : یکشنبه 27 شهریور1390 |
نوشته شده توسط : سیدنور

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

امسال در عین حال که خیلی گرم بود اما ماه رمضون خوبی داشتیم اولین سالی بود که محدثه خانم

دخترم را میگم روزه می گرفت ، محدثه ۸ سالشه و خودش دوست داشت که با ما روزه بگیره !

برای همین ما هم خیلی مراقبش بودیم بطوریکه بعضا تا نماز صبح بهاش بیدار می موندیم ...

روز عید برای همه روز خوبیه باتفاق نمازعید فطر را در نزدیکی منزلمان در مسجد خواندیم و بعد از آن

طبق عادت همه ساله ابتدا به دیدار پدر و مادرم رفتم ، که الحمدالله تمامی برادرا و خواهرا جمعشان

جمع بود .


تاریخ انتشار : شنبه 12 شهریور1390 |